تاسيسات گلكاري

مقدمه

در اين جلسه در مورد تأ­سيسات گلكاري و نياز­هاي موجود براي پرورش گياهان زينتي مطالبي ارائه مي‌شود.

 

 

تعريف گل­خانه

گل­خانه ياGreen house  به فضاي محدودي اطلاق مي­شود كه قابليت كنترل شرايط محيطي مناسب را براي رشد گياهان از نواحي مختلف در طي فصول مختلف يك سال داشته باشد. طبق اين تعريف از جمله عملكرد گل­خانه، فراهم كردن شرايط محيطي لازم و مورد نياز محصولي معين است.

 

گل­خانه­ها بر حسب اينكه چه نوع مصالح ساختماني در آن‌ها بكار برده شده است به نوع ثابت و متحرك تقسيم‌بندي مي­شوند. گل­خانه­هاي ثابت و متحرك بنا ­بر نياز در موقعيت معين، در جايي كه مدنظر ما است احداث مي­شوند.

ادامه نوشته

کاشت خيار در گلخانه

انتخاب زمان کشت :
قبل از هر اقدامي در مورد کشت خيار ابتدا بهتر است اطلاعاتي از قبيل آمار هواشناسي منطقه نظرات و تجربيات مهندسين کشاورزي و کشاورزان با تجربه و مهمترين مورد قيمت اين محصول در بازار کسب کرده و آنگاه زمان کشت را انتخاب نماييد زيرا زمان کشت در بهره برداري محصول تاثير مستقيم داشته و باعث بالا رفتن روحيه کار و تلاش مي گردد. مثلا در مناطق جنوبي کشور زمان کشت از اوائل مهرماه شروع مي شود و در خرداد ماه سال بعد برداشت محصول پايان مي يابد. و در مناطق شمالي و مرکزي کشور که در آذر ماه و دي ماه داراي هواي ابري و سرد مي باشند زمان کشت را به نحوي انتخاب مي کنند که اين زمان يا آخر فصل برداشت و يا آغاز کشت باشد . به طور کلي زمان هايي که شرايط جوي نامساعد است بايد از دوره کشت حذف گردد و اگر چنين کاري صورت نگيرد و زمانهاي نامساعد در ميان زمان برداشت قرار گيرد کشت با مشکلات عديده اي روبرو مي شود...
ادامه نوشته

چگونه مي توان حاصلخيزي خاك را بهبود بخشيد و حفظ كرد؟

 

كشاورزان باروري خاك خود را با روش‌هاي مديريتي مختلفي مي توانند بهبود بخشندو بايد به اين نكات توجه كنند:

حفاظت خاك در برابر آفتاب شديد و باران‌هاي سنگين : بدين معني كه از پوشش گياهي مثلاً مالچ پاشي با ضايعات گياهي ، محصولات كود سبز يا محصولات پوششي استفاده كنند تا از فرسايش خاك جلوگيري كرده و رطوبت خاك را حفظ نمايند...

ادامه نوشته

نه مال دارم و نه جمال، نه حسب دارم و نه نسب، چه كسى به من زن مى‏دهد؟

نه مال دارم و نه جمال، نه حسب دارم و نه نسب، چه كسى به من زن مى‏دهد؟

 

- چقدر خوب بود زن مى‏گرفتى و خانواده تشكیل مى‏دادى و به این زندگى انفرادى خاتمه مى‏دادى، تا هم حاجت تو به زن برآورده شود و هم آن زن در كار دنیا و آخرت كمك تو باشد.

- یا رسول اللَّه! نه مال دارم و نه جمال، نه حسب دارم و نه نسب، چه كسى به من زن مى‏دهد؟ و كدام زن رغبت مى‏كند كه همسر مردى فقیر و كوتاه قد و سیاهپوست و بدشكل مانند من بشود؟!.

- اى جوبیر! خداوند به وسیله اسلام ارزش افراد و اشخاص را عوض كرد.

بسیارى از اشخاص در دوره جاهلیت محترم بودند و اسلام آنها را پایین آورد.

بسیارى از اشخاص در جاهلیت خوار و بى‏مقدار بودند و اسلام قدر و منزلت آنها را بالا برد. خداوند به وسیله اسلام نخوتهاى جاهلیت و افتخار به نسب و فامیل را منسوخ كرد. اكنون همه مردم از سفید و سیاه، قرشى و غیرقرشى، عربى و عجمى در یك درجه‏اند، هیچ كس بر دیگرى برترى ندارد مرگ به وسیله تقوا و طاعت. من در میان مسلمانان فقط كسى را از تو بالاتر مى‏دانم كه تقوا و عملش از تو بهتر باشد.

اكنون به آنچه دستور مى‏دهم عمل كن.

اینها كلماتى بود كه در یكى از روزها كه رسول اكرم به ملاقات «اصحاب صُفّه» آمده بود، میان او و جویبر رد و بدل شد.

جویبر از اهل یمامه بود. در همان جا بود كه شهرت و آوازه اسلام و ظهور پیغمبر خاتم را شنید. او هرچند تنگدست و سیاه و كوتاه قد بود، اما باهوش و حق طلب و بااراده بود. بعد از شنیدن آوازه اسلام، یكسره به مدینه آمد تا از نزدیك جریان را ببیند.

طولى نكشید كه اسلام آورد و در سلك مسلمانان درآمد، اما چون نه پولى داشت و نه منزلى و نه آشنایى، موقتا به دستور رسول اكرم در مسجد به سر مى‏برد.

تدریجا در میان كسان دیگرى كه مسلمان مى‏شدند و در مدینه مى‏ماندند، افرادى دیگر هم یافت شدند كه آنها نیز مانند جویبر فقیر و تنگدست بودند و به دستور پیغمبر در مسجد به سر مى‏بردند. تا آنكه به پیغمبر وحى شد مسجد جاى سكونت نیست، اینها باید در خارج مسجد منزل كنند. رسول خدا نقطه‏اى در خارج از مسجد در نظر گرفت و سایبانى در آنجا ساخت و آن عده را به زیر آن سایبان منتقل كرد.

آنجا را «صفّه» مى‏نامیدند و ساكنین آنجا كه هم فقیر بدودن و هم غریب، «اصحاب صفّه» خوانده مى‏شدند. رسول خدا و اصحاب به احوال و زندگى آنها رسیدگى مى‏كردند.

یك روز رسول خدا به سراغ این دسته آمده بود. در آن میان چشمش به جویبر افتاد، به فكر رفت كه جویبر را از این وضع خارج كند و به زندگى او سر و سامانى بدهد. اما چیزى كه هرگز به خاطر جویبر نمى‏گذشت- با اطلاعى كه از وضع خودش داشت- این بود كه روزى صاحب زن و خانه و سر و سامان بشود. این بود كه تا رسول خدا به او پیشنهاد ازدواج كرد، با تعجب جواب داد: مگر ممكن است كسى به زناشویى با من تن بدهد؟! ولى رسول خدا زود او را از اشتباه خودش خارج ساخت و تغییر وضع اجتماعى را- كه در اثر اسلام پیدا شده بود- به او گوشزد فرمود.

رسول خدا پس از آنكه جویبر را از اشتباه بیرون آورد و او را به زندگى مطمئن و امیدوار ساخت، دستور داد یكسره به خانه زیادبن لبید انصارى برود و دختر «ذلفا» را براى خود خواستگارى كند.

زیادبن لبید از ثروتمندان و محترمین اهل مدینه بود. افراد قبیله وى احترام زیادى برایش قائل بودند. هنگامى كه جویبر وارد خانه زیاد شد، گروهى از بستگان و افراد قبیله لبید در آنجا جمع بودند.

جویبر پس از نشستن مكثى كرد و سپس سر را بلند كرد و به زیاد گفت: «من از طرف پیغمبر پیامى براى تو دارم، محرمانه بگویم یا علنى؟».

- پیام پیغمبر براى من افتخار است، البته علنى بگو.

- پیغمبر مرا فرستاده كه دخترت ذلفا را براى خودم خواستگارى كنم.

- پیغمبر خودش این موضوع را به تو فرمود؟!!.

- من كه از پیش خود حرفى نمى‏زنم، همه مرا مى‏شناسند، اهل دروغ نیستم.

- عجیب است! رسم ما نیست دختر خود را جز به هم شأنهاى خود از قبیله خودمان بدهیم. تو برو، من خودم به حضور پیغمبر خواهم آمد و در این موضوع با خود ایشان مذاكره خواهم كرد.

جویبر از جا حركت كرد و از خانه بیرون رفت، اما همان‏طور كه مى‏رفت با خودش مى‏گفت: «به خدا قسم آنچه قرآن تعلیم داده است و آن چیزى كه نبوت محمد براى آن است غیر این چیزى است كه زیاد مى‏گوید.».

هركس نزدیك بود، این سخنان را كه جویبر با خود زیر لب زمزمه مى‏كرد مى‏شنید.

ذلفا دختر زیباى لبید كه به جمال و زیبایى معروف بود، سخنان جویبر را شنید، آمد پیش پدر تا از ماجرا آگاه شود.

- بابا! این مرد كه همین الآن از خانه بیرون رفت با خودش چه زمزمه مى‏كرد و مقصودش چه بود؟.

- این مرد به خواستگارى تو آمده بود و ادعا مى‏كرد پیغمبر او را فرستاده است.

- نكند واقعا پیغمبر او را فرستاده باشد و رد كردن تو او را تمرد امر پیغمبر محسوب گردد؟!.

- به عقیده تو من چه كنم؟.

- به عقیده من زود او را قبل از آنكه به حضور پیغمبر برسد به خانه برگردان، و خودت برو به حضور پیغمبر و تحقیق كن قضیه چه بوده است.

زیاد جویبر را با احترام به خانه برگردانید و خودش به حضور پیغمبر شتافت.

همینكه آن حضرت را دید عرض كرد:

 «یا رسول اللَّه! جویبر به خانه ما آمد و همچو پیغامى از طرف شما آورد، مى‏خواهم عرض كنم رسم و عادت جارى ما این است كه دختران خود را فقط به هم شأنهاى خودمان از اهل قبیله كه همه انصار و یاران شما هستند بدهیم.»        

- اى زیاد! جویبر مؤمن است. آن شأنیتها كه تو گمان مى‏كنى امروز از میان رفته است. مرد مؤمن هم شأن زن مؤمنه است.

زیاد به خانه برگشت و یكسره به سراغ دخترش ذلفا رفت و ماجرا را نقل كرد.

- به عقیده من پیشنهاد رسول خدا را رد نكن. مطلب مربوط به من است. جویبر هرچه هست من باید راضى باشم. چون رسول خدا به این امر راضى است من هم راضى هستم.

زیاد ذلفا را به عقد جویبر درآورد. مهر او را از مال خودش تعیین كرد. جهاز خوبى براى عروس تهیه دید. از جویبر پرسیدند:

 «آیا خانه‏اى در نظر گرفته‏اى كه عروس را به آن خانه ببرى؟.

- من چیزى كه فكر نمى‏كردم این بود كه روزى داران زن و زندگى بشوم. پیغمبر ناگهان آمد و به من چنین و چنان گفت و مرا به خانه زیاد فرستاد.

زیاد از مال خود خانه و اثاث كامل فراهم كرد، به علاوه دو جامه مناسب براى داماد آماده كرد. عروس را با آرایش و عطر و زیور كامل به آن خانه منتقل كردند.

شب تاریك شد. جویبر نمى‏دانست خانه‏اى كه براى او درنظر گرفته شده كجاست. جویبر به آن خانه و حجله راهنمایى شد. همینكه چشمش به آن خانه و آنهمه لوازم و عروس آنچنان زیبا افتاد، گذشته به یادش آمد. با خود اندیشید كه من مردى فقیر و غریب وارد این شهر شدم. هیچ چیز نداشتم، نه مال و نه جمال و نه نسب و نه فامیل. خداوند به وسیله اسلام اینهمه نعمت برایم فراهم كرد. این اسلام است كه اینچنین تحولى در مردم به وجود آورده كه فكرش را هم نمى‏شد كرد. من چقدر باید خدا را شكر كنم.

همان وقت حالت رضایت و شكرگزارى به درگاه ایزد متعال در وى پیدا شد، به گوشه‏اى از اطاق رفت و به تلاوت قرآن و عبادت پرداخت. یك وقت به خود آمد كه نداى اذان صبح به گوشش رسید. آن روز را شكرانه نیت روزه كرد. وقتى كه زنان به سراغ ذلفا رفتند وى را بكر و دست نخورده یافتند. معلوم شد جویبر اصلا به نزدیك ذلفا نیامده است. قضیه را از زیاد پنهان نگاه داشتند.

دو شبانه روز دیگر به همین منوال گذشت. جویبر روزها روزه مى‏گرفت و شبها به عبادت و تلاوت مى‏پرداخت. كم كم این فكر براى خانواده ث عروس پیدا شد كه شاید جویبر ناتوانى جنسى دارد و احتیاج به زن در او نیست. ناچار مطلب را با خود زیاد در میان گذاشتند. زیاد قضیه را به اطلاع پیغمبر اكرم رسانید. پیغمبر اكرم جویبر را طلبید و به او فرمود:

 «مگر در تو میل به زن وجود ندارد؟!».

از قضا این میل در من شدید است.

- پس چرا تاكنون نزد عروس نرفته‏اى؟.

- یا رسول اللَّه! وقتى كه وارد آن خانه شدم و خود را در میان آنهمه نعمت دیدم، در اندیشه فرو رفتم كه خداوند به این بنده ناقابل چقدر عنایت فرموده! حالت شكر و عبادت در من پیدا شد. لازم دانستم قبل از هر چیزى خداى خود را شكرانه عبادت كنم. از امشب نزد همسرم خواهم رفت.

رسول خدا عین جریان را به اطلاع زیادبن لبید رسانید. جویبر و ذلفا با هم عروسى كردند و با هم به خوشى به سر مى‏بردند. جهادى پیش آمد. جویبر با همان نشاطى كه مخصوص مردان باایمان است زیر پرچم اسلام در آن جهاد شركت كرد و شهید شد. بعد از شهادت جویبر هیچ زنى به اندازه ذلفا خواستگار نداشت و براى هیچ زنى به اندازه ذلفا حاضر نبودند پول خرج كنند.  کافی ج5،ص34

بسیج

بسیج چیست ؟ و بسیجی کیست ؟
بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد و بسیجی شاخ برگ درختیست که با ایثار و فداکاری تمام مجاهدان از صدر اسلام تاکنون پیوسته مراقبت شده تا بوی دل انگیز آن بهار صلح و امنیت را برای میهن اسلامی مان به ارمغان بیاورد و بسیجی بر بالای آن حدیث عشق را سروده است...

ادامه نوشته

چرا نماز صبح دورکعت ؟

چرا نماز صبح دورکعت ؟
سلام

شاید مطلبی که می نویسم با تیتری که برای مطلب انتخاب کرده ام ، کمی نا متناسب به نظر برسد . ولی همانگونه که عرض کردم ، به نظر می رسد .

یکی از سوالات مهم و همیشگی در باره ی دستورات دین و گزاره های دینی ، پرسش از علت انجام آن کار است . مثلا می گویند ؛ چرا باید روزه بگیریم یا چرا نماز ظهر را باید آهسته بخوانیم ؟

در راستای پاسخ گویی به این گونه پرسش ها ، بحث های فراوانی صورت گرفته و کتابهایی نوشته شده که از اولین آنها کتاب با برکت " علل الشرایع " ( علت های دستورات دینی ) است .

نزد بسیاری از کسانی که این گونه سوالات را مطرح می کنند لزوم انجام این افعال حتمی است اما انگیزه های متفاوتی موجب طرح این گونه سوالات می شود .

پی بردن به اسرار دستورات شرعی ، به دست آوردن اطمینان قلبی و القای شبهات را می توان از دلایل طرح این سوالات دانست .

*
در جواب می توان گفت : درست است که ما رازهای بسیاری از دستورات دینی را نمی دانیم ، اما مطمئن هستیم که این دستورات دارای منافع روحی و جسمی است و ما برای رسیدن به این منافع باید این دستورات را عملی کنیم تا از منافع آن برخوردار شویم .

اما براستی ، چرا دلایل لزوم انجام این افعال را به ما نگفتند ؟ 

شاید کسی بگوید : در توان خداوند بود که دلیل را ارائه کند اما در توان عبد نبود که آنها رابه خوبی درک کند .

ویا اینکه خود انسان باید تلاش کند و رازها را کشف کند تا به کمال برسد .

و می توان گفت : اگر خداوند تمام راز های دستورات دینی را برای بندگان خود بازگو می کرد ، در اینصورت درست است که انسان ها برای رسیدن به منافع مورد نظر خود بیشتر تلاش می کردند و اعمال عبادی را بهتر انجام می دادند ، اما ! از هدف اصلی که برای انسان در نظر گرفته شده و آن رسیدن عبد به معبود و شناخت معبود است انجام نمی پذیرد .

چرا که انسان برای رسیدن به منافع خود آن کارها را انجام داد و نه برای رسیدن به معبود . و در این صورت عبادات او خالص نبوده و در واقع خود را در نظر گرفته است نه معبود را .

دلیل دیگری هم می شود آورد .

اینکه ؛ شاید منفعت مستقیم برای بعضی از اعمال عبادی در نظر گرفته نشده باشد ، اما یک مصلحت در کار است و آن عبد بودن و تابع بودن است .

یعنی عبد باید هر کاری را که امیر می گوید انجام بدهد ، بدون چون و چرا . 

چون او عبد است و معنی عبد این است که دنبال دلیل نمی گردد و خصوصا که این امیر ، عاقل است و محسن .

مثل خشم شب که در نظام مرسوم است . یعنی سربازها را با صدای شلیک گلوله و صداهای خشن بیدار می کنند .! خوب آیا قرار است این سرباز ها بروند جنگ ؟ قرار است از جایی دفاع کنند ؟ قرار است آموزش ببینند وکلاس بروند ؟ قرار است چکار کنند ؟ 

هیچ کدام از اینها نیست . 

پس چه امری باعث شده آسایش را از سربازان سلب کنند ؟ 

دلیل این است که نیروهای مافوق می خواهند سرباز ها در همه حال آماده و گوش به فرمان باشند . نه می خواهند غذا بخورند و نه می خواهند دفاع کنند . هیچ !

فقط گوش به فرمان و فقط آماده ! 

دستورات دینی هم همین است . فقط عبد باش و فقط تابع . امیر خود به فکر شما هست .

خواص گياه بادرنجبويه

خواص گياه بادرنجبويه گياه «بادرنجبويه» سالهاست كه توسط پزشكان مشرق زمين، براي درمان مشكلات خلقي استفاده مي‌شود؛ همچنين مصرف آن جهت سردرد با منشاء عصبي، ضعف حافظه و خستگي روحي مفيدست.
دكتر علي زرگري در خصوص فوايد اين گياه مي‌گويد: «وارنگ بو» يا «بادرنجبويه» در طب عوام براي مصارفي از قبيل رفع دل پيچه ناشي از نفخ و تقويت معده به كار مي‌رود و از مصارف اصلي و ويژگي‌هاي خاص آن، آرام كردن اعصاب و تقويت قلب است.
او ادامه مي‌دهد: اين گياه به اشكال مختلفي از قبيل اسانس، عصاره روغني، روغن، پماد، كمپرس و دم كرده استفاده مي شود. اسانس اين گياه در آرام كردن درد معده با منشاء عصبي، احساس چنگ زدگي در معده، تپش قلب، سردردهاي يك طرفه، سرگيجه، عصبانيت، بي‌خوابي، استفراغهاي دوران بارداري، كم خوني دختران جوان، درد عصبي دندان و رفع تندخويي در دختران جوان و زنان بسيار مؤثرست.
برگ اين گياه، بهترين دارو براي كسي است كه هنگام نگراني واضطراب ناراحتي معده پيدا مي‌كند. دم كرده آن نيز جهت تهوع، مراحل اول سرماخوردگي، خستگي عصبي و افسردگي مفيدست.
گفتني است كمپرس، پماد و روغن حاصل از اين گياه جهت دفع حشرات و درمان زخم نيش آنها و رفع تنش عصبي، از زمان ابن سينا تجويز شده است.

بیماری های گیاهی

سلامت و بهبود رشد گیاهان در درجه اول مورد توجه کسانی است که به کاشت گیاهان ، تهیه و توزیع فرآورده‌های گیاهی اشتغال دارند. میزان رشد و باروری گیاهان به فراهم بودن آب و مواد غذایی در خاک و تامین محدوده‌هایی از شرایط مناسب جوی مانند حرارت ، رطوبت و نور بستگی دارد. هر عاملی که سلامت گیاهان را به مخاطره اندازد، ممکن است در میزان رشد و باروری آنها تاثیر منفی داشته باشد و از ارزش آنها و فرآورده‌هایشان بکاهد. بیمارگرهای گیاهی ، شرایط جوی نامناسب ، علفهای هرز و آفات گوناگون عمده‌ترین عوامل تقلیل محصول و یا نابودی گیاهان به شمار می‌روند...

ادامه نوشته

گیاه دارویی ترخون

مقدمه و گیاهشناسی

ترخون یکی از گیاهان معطر نسبتا پر استفاده می باشد که به عنوان سبزی نیز تولید و مصرف می گردد. ترخون گیاهی است علفی و چند ساله از خانواده کاسنی که ارتفاع آن تا 1 متر نیز می رسد. برگ های باریک و بلند آن به رنگ سبز روشن و براق هستند. گل های زرد رنگ این گیاه بصورت گل آذین خوشه در انتهای ساقه اصلی نمایان می شوند. نام گونه این گیاه (دراکونکولوس) از کلمه دراگون به معنای اژدها گرفته شده است و علت این نامگذاری اثرات شفابخش این گیاه در درمان نیش خوردگی انسان از مارها و حیوانات سمی می باشد.

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش
برخی از محققین منشا این گیاه را شمال و مرکز آسیا معرفی کرده اند ولی عده ای دیگر منشا آن را شمال و غرب آمریکا می دانند. در مناطق گرم و آفتابی دارای رشد و میزان مواد موثره مطلوبی است و همچنین قادر است سرمای زمستان را بخوبی تحمل نماید. اگرچه برخی از منابع علمی این گیاه را به عنوان یک گیاه بسیار رطوبت دوست معرفی نموده اند ولی مشاهدات بنده خلاف این موضوع را نشان داد. خاک هایی با بافت متوسط را می پسندد و در خاک های شور بسختی رشد می نماید

ادامه نوشته